عبد الله بن محمد ابن ناقيا ( ابن ناقيا البغدادي ) ( مترجم : ميرلوحى )

479

الجمان في تشبيهات القرآن ( فارسى )

694 - و ضيف . . . ص 259 عمرو و ميهمانش هر دو شب بيدارند ؛ آن از پرخورى و ميهمان از گرسنگى . 695 - قوم . . . ص 259 ( ايشان ) قومىاند كه هرگاه ميهمان سگشان را به صدا در آورد ، به مادرشان مىگويند : بر آتش ادرار كن . 696 - حى . . . ص 260 صبحگاهان در « رامه » بر آثار ديار درود فرست ؛ ديارى كه ساكنان آن كوچ كردند و دستخوش دگرگونيها شد . 697 - و التغلبى . . . ص 260 و مرد تغلبى هرگاه به نشان ردّ ميهمان ، صداى سرفه سر مىدهد ، پشتش را مىخارد و ( براى ردّ ميهمان ) مثلها مىآورد . 698 - 701 كددت . . . ص 260 با ناخنهاى خويش كوشيدم و كلنگ خود را به كار انداختم ، ولى با تخته سنگى صاف مواجه گشتم ، خويشتن را از پرداختن به خواسته‌ام منصرف كرد و سر را به زير انداخت كه گفتم : مرده ، يا نزديك است بميرد . پس تصميم گرفتم خبر مرگ وى را منتشر كنم ، جز اين كه ديدم مرگش فرا رسيد ، ليكن نفس برآورد ، پس به او گفتم : باك مدار ، بازنمىگردم ، پس از همّ و غمّ در آمد و مگسش به پرواز در آمد و مات و مبهوت شد . 702 - اعددت . . . ص 261 براى ميهمانان سگ درنده‌اى كه نزد من است آماده ساختم و بخشش عصايى از چوب درخت ارزن « 77 » . 703 - و انى لا جفو . . . ص 261 بدرستى كه من در حقّ ميهمان ستم روا مىدارم ؛ نه از روى دشمنى بلكه از ترس اين كه فريفته ما شود و بازگردد . 704 - 708 بات . . . ص 262

--> ( 77 ) - ارزن درختى است سخت چوب كه از آن عصا سازند . ( منتهى الارب ) . - م .